close
تبلیغات در اینترنت
مجموعه اشعار عارفانه-قسمت ۳
آخرین مطالب

تبلیغات

پخش کننده

پخش تصادفی بیش از ۵۰۰ دقیقه موسیقی سنتی ایرانی

786

جداکننده

مجموعه اشعار عارفانه-قسمت ۳

مجموعه اشعار عارفانه-قسمت ۳

 ***

آن دوست که دیدنش بیاراید چشم

بی‌دیدنش از دیده نیاساید چشم

ما را ز برای دیدنش باید چشم

ور دوست نبینی به چه کار آید چشم(سعدي)

***

دل گفت به جان کای خلف هر دو سرا

زین کار که چشم داری از کار و کیا

برخیز که تا پیشترک ما برویم

زان پیش که قاصدی بیاید که بیا(مولوي)

***

بر خاطر موج است گران، دیدن ساحل

یارب تو نگه دار ز منزل سفرم را! (صائب تبريزي)

***

اي مرغ سحر، عشق ز پروانه بياموز

كان سوخته را جان شد و آواز نيامد

اين مدعيان در طلبش بي خبرانند

كان را كه خبر شد خبري باز نيامد(سعدي)

 ***

آسایش تن غافلم از یاد خدا کرد

همواری این راه مرا سر به هوا کرد (صائب تبريزي)

***

شراب و شمع و شاهد عين معني است

كه در هر صورتي او را تجلّي است

شراب و شمع سكر و نور عرفان

ببين شاهد كه از كس نيست پنهان(شبستري)

***

حريم عشق را درگه بسي بالاتر از عشق است

كس آن آستان بوسد كه جان در آستين دارد(حافظ)

***

چون بر زبان حدیث خداترسی آوریم ؟

ترک قدح ز بیم عسس کرده‌ایم ما (صائب تبريزي)

 ***

ای دوست به دوستی قرینیم ترا

هرجا که قدم نهی زمینیم ترا

در مذهب عاشقی روا کی باشد

عالمِ تو ببینیم و نه بینیم ترا(مولوي)

***

من با دگری دست به پیمان ندهم

دانم که نیوفتد حریف از تو به هم

دل بر تو نهم که راحت جان منی

ور زانکه دل از تو برکنم بر که نهم؟(سعدي)

 ***

غم کی خورد آنکه شادمانیش تویی

یا کی مرد آنکه زندگانیش تویی

در نسیهٔ آن جهان کجا بندد دل

آنرا که به نقد این جهانیش تویی(سنايي)

 ***

يا رب از عرفان مرا پيمانه اي سرشار ده

چشم بينا، جان آگاه و دلي بيدار ده(صائب)

 ***

با عشق روان شد از عدم مرکب ما

روشن ز شراب وصل دائم شب ما

زان می که حرام نیست در مذهب ما

تا صبح عدم خشک نیابی لب ما(مولوي)

***

غمگین نیم که خلق شمارند بد مرا

نزدیک می‌کند به خدا، دست رد مرا (صائب تبريزي)

***

اول به هزار لطف بنواخت مرا

آخر به هزار غصه بگداخت مرا

چون مهره مهر خویش می‌باخت مرا

چون من همه از شدم بینداخت مرا(مولوي)

 ***

از صبح پرده سوز، خدایا نگاه دار

این رازها که مابه دل شب سپرده‌ایم (صائب تبريزي)

***

***

روزی که سر از پرده برون خواهی کرد

آنروز زمانه را زبون خواهی کرد

گر حسن و جمال ازین فزون خواهی کرد

یارب چه جگرهاست که خون خواهی کرد(سنايي)

***

ای کاش که مردم آن صنم دیدندی

یا گفتن دلستانش بشنیدندی

تا بیدل و بیقرار گردیدندی

بر گریهٔ عاشقان نخندیدندی(سعدي)

 ***

جز یاد تو دل بهر چه بستم توبه

بی ذکر تو هر جای نشستم توبه

در حضرت تو توبه شکستم صدبار

زین توبه که صد بار شکستم توبه(سنايي)

***

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

پخش کننده

786

جداکننده