close
تبلیغات در اینترنت
شاه بیت های ماندگار (۷۲)
آخرین مطالب

تبلیغات

پخش کننده

پخش تصادفی بیش از ۵۰۰ دقیقه موسیقی سنتی ایرانی

786

جداکننده

شاه بیت های ماندگار (۷۲)

شاه بیت های ماندگار (۷۲)

به سر زلف سیه دوش گره برزده بود

خلق را آتش سوزنده به دل در زده بود

بر گذشت از من و سر چون به سوی من نگریست

خونم از دل بچکانید، که نشتر زده بود

اوحدی مراغه ای

***

دل ز رعنایان باغ دهر برکندم که نیست

جز دو رنگیّ و دو رویی در گلِ رعنای او

علیشیر نوایی

***

کشته ی خواهش دل گردیدم

کیست غیر از دل ما قاتل ما

محمود

***

گفتی ار من بروم هیچ مرا یاد مکن

این حکایت به کسی گوی که جان خواهد داشت

امیرخسرو دهلوی

***

شهریان را به غریبان نظری باشد و من

دیدم این قاعده در شهر شما نیست، چرا؟

من و زلف تو قرینیم به سرگردانی

من ز تو دورم و او از تو جدا نیست چرا؟

اوحدی مراغه ای

***

کفر و دین روشن ضمیران را نمی سازد دو دل

کی شود شبنم دو رو گر بر گل رعنا نشست

صائب تبریزی

***

دل چو ببندم در رخش سر چون کشم؟ کان بی‌وفا

 

دام دل من ساختست آن زلف همچون دال را

اوحدی مراغه ای

***

زین گونه ام که از غم غربت شکیب نیست

گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست

ه.ا.سایه

***

بر سفال جسم لرزیدن ندارد حاصلی

این سبو امروز اگر نشکست، فردا بشکند

صائب تبریزی

***

یاد آن که جز به روی منش دیده وانبود

وان سست عهد جز سری از ماسوا نبود

شهریار

***

دلخوش امروز چو دیروز به فردا هستیم

باز فردا بود امید به فردای دگر

کمال اجتماعی (گلبانک)

***

جهل سررشته ی نظاره ربود از دستم

ور نه عیب و هنر خلق ندیدن به بود

صائب تبریزی

***

قارون به زیر خاک و مسیحا فراز چرخ

این گونه فرق صورت و معنی نوشته اند

خوشدل تهرانی

***

روی رنگین را به هر کس می‌نماید همچو گل

ور بگویم بازپوشان بازپوشاند ز من

حافظ

***

ای صبا گر دیدی آن مجموعه گل را بگو

خوش پراکندی ز هم شیرازه آمال من

شهریار

***

ای غم ار در خانه ی دل پا نهی با ما بساز

کاندرین ویرانه چیزی غیر اشک و آه نیست

محمدعلی ناصح

***

آن سست عهد سرکش بدمهر سنگدل

 

ما را به هیچ داد، که ارزان خریده بود

اوحدی مراغه ای

***

تو در پیمان شکستن ختمی و نسخ

نمودی از جهان کیش وفا را

ملاهادی سبزواری

***

به نیکی می‌بری نامم ولی چندان بدی با من

که گم می‌خواهی از روی زمین نام و نشانم را

محتشم کاشانی

***

گر چه با دلق ملمع می گلگون عیب است

مکنم عیب کز او رنگ ریا می‌شویم

حافظ

***

می‌کند روز سیه بیگانه یاران را ز هم

خضر در ظلمات می‌گردد ز اسکندر جدا

صائب تبریزی

***

فتاده سلسله بر پای دل درآن خم گیسو

خوش آن دلی که دراین حلقهاش سری بمیانست

ملاهادی سبزواری

***

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

پخش کننده

786

جداکننده